
جعفر قادری، نائب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس
امضای تفاهمنامه با ایالات متحده آمریکا و کاهش بخشی از تنشهای سیاسی، بدون تردید میتواند فرصتهایی را در حوزه تجارت، سرمایهگذاری و تعاملات مالی بینالمللی ایجاد کند. اما یکی از خطرناکترین خطاهای راهبردی آن است که این تحول سیاسی به این برداشت منجر شود که امنیت اقتصادی و توسعه ملی ایران صرفاً از مسیر باز شدن درهای غرب تأمین خواهد شد.
تحولات سالهای اخیر و بهویژه تجربه جنگها و بحرانهای منطقهای نشان داده است که در جهان امروز، قدرت کشورها نه صرفاً در میزان تولید یا حجم تجارت، بلکه در «تابآوری زیرساختی» آنها تعریف میشود. کشوری موفقتر است که حتی در شرایط جنگ، تحریم، محاصره دریایی، اختلال در شبکههای حملونقل یا بحرانهای ژئوپلیتیکی بتواند جریان تجارت، تأمین کالاهای اساسی و ارتباطات اقتصادی خود را حفظ کند.
در این چارچوب، ایران باید از الگوی سنتی تمرکز بر چند گلوگاه محدود عبور کرده و به سمت یک دکترین جدید با عنوان «تعدد کریدورها» حرکت کند؛ دکترینی که هدف آن کاهش آسیبپذیری ملی از طریق تنوعبخشی به مسیرهای ترانزیتی، بنادر، شبکههای ریلی، جادهای، انرژی و ارتباطات بینالمللی است.
وابستگی بیش از حد به جنوب؛ یک آسیبپذیری استراتژیک
بخش عمده تجارت خارجی ایران از طریق بنادر جنوبی و آبراههای خلیج فارس انجام میشود. این مزیت جغرافیایی در شرایط عادی یک فرصت بزرگ محسوب میشود، اما در شرایط بحران میتواند به یک نقطه ضعف جدی تبدیل گردد.
تجربه جنگهای منطقهای، تهدید انسداد تنگهها، حملات به زیرساختهای بندری و ناامنی خطوط کشتیرانی نشان داده است که هرگونه تمرکز بیش از حد بر یک مسیر، اقتصاد کشور را در برابر شوکهای امنیتی آسیبپذیر میکند.
امنیت اقتصادی زمانی پایدار خواهد بود که کشور بتواند در صورت اختلال در یک مسیر، فوراً از مسیرهای جایگزین استفاده کند. همانگونه که در حوزه انرژی، تنوعبخشی به منابع یک اصل پذیرفتهشده است، در حوزه حملونقل و تجارت نیز تنوع مسیرها باید به یک اصل راهبردی تبدیل شود.
ضرورت توزیع متوازن ظرفیتهای بندری
سیاست توسعه بندری کشور نباید تنها بر چند بندر اصلی متمرکز باشد. ایران از ظرفیتهای گستردهای در سراسر سواحل خلیج فارس و دریای عمان برخوردار است که میتوانند در قالب یک شبکه مکمل عمل کنند.
تمرکز سرمایهگذاری بر توسعه لجستیکی، انبارهای راهبردی، مناطق آزاد، پایانههای کانتینری و زیرساختهای چندوجهی در نقاط مختلف ساحلی، امکان توزیع ریسک و افزایش انعطافپذیری اقتصادی کشور را فراهم میکند.
در جهان امروز، مفهوم «شبکه بندری» جایگزین مفهوم «بندر محوری» شده است. کشورهایی که تجارت خود را میان چندین بندر توزیع کردهاند، در برابر بحرانها مقاومت بیشتری دارند.
کریدور شمال؛ دروازه راهبردی ایران به اوراسیا
دریای خزر و مسیرهای شمالی باید از یک گزینه فرعی به یک اولویت ملی تبدیل شوند.
تحولات ژئوپلیتیکی چند سال اخیر نشان داده است که بازارهای اوراسیا، روسیه و آسیای مرکزی اهمیت فزایندهای یافتهاند. اتصال مؤثر بنادر شمالی به شبکه ریلی و جادهای کشور میتواند ایران را به حلقه اصلی تجارت شمال ـ جنوب تبدیل کند.
کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب تنها یک پروژه اقتصادی نیست؛ بلکه یک ابزار افزایش قدرت ژئوپلیتیکی ایران است. هرچه وابستگی تجاری کشورهای منطقه به مسیرهای عبوری از ایران بیشتر شود، وزن سیاسی و امنیتی کشور نیز افزایش خواهد یافت.
شرق؛ فرصت راهبردی قرن بیستویکم
مرکز ثقل اقتصاد جهان بهتدریج از غرب به شرق در حال انتقال است. چین، هند، آسیای مرکزی و جنوب شرق آسیا در حال تبدیل شدن به موتورهای اصلی رشد اقتصادی جهان هستند.
در چنین شرایطی، اتصال ریلی ایران به شبکههای حملونقل آسیایی یک ضرورت استراتژیک محسوب میشود.
توسعه خطوط ریلی از چین به آسیای مرکزی، افغانستان و سپس ایران، میتواند جایگاه کشور را در زنجیره تأمین جهانی متحول کند. اتصال ریلی زاهدان به افغانستان و در ادامه به شبکههای آسیای مرکزی، صرفاً یک پروژه عمرانی نیست؛ بلکه بخشی از معماری امنیت ملی ایران در دهههای آینده است.
کشوری که در مرکز شبکههای ترانزیتی قرار گیرد، به سختی قابل حذف خواهد بود.
غرب؛ اتصال به مدیترانه و اروپا
راهبرد تعدد کریدورها تنها به شرق و شمال محدود نمیشود. ایران باید به دنبال تقویت ارتباطات زمینی و ریلی با عراق، سوریه، ترکیه و در نهایت بازارهای مدیترانه و اروپا نیز باشد.
کریدورهای غربی میتوانند در شرایط بحرانهای دریایی نقش جایگزین ایفا کنند و امکان دسترسی به بازارهای بینالمللی را حفظ نمایند.
در جهان آینده، مزیت کشورها نه در قرار گرفتن بر سر یک مسیر، بلکه در قرار گرفتن در تقاطع چندین مسیر خواهد بود.
راهآهن؛ ستون فقرات اقتصاد مقاوم در شرایط بحران
یکی از مهمترین درسهای جنگهای معاصر این است که زیرساخت ریلی همچنان حیاتیترین ابزار پشتیبانی لجستیکی در شرایط اضطراری محسوب میشود.
در زمان جنگ، حملونقل هوایی به سرعت با محدودیت مواجه میشود و حملونقل دریایی نیز ممکن است در معرض تهدید قرار گیرد. در چنین شرایطی، شبکه ریلی امن، گسترده و پرظرفیت میتواند نقش تعیینکنندهای در حفظ جریان کالا، سوخت، مواد اولیه و تجهیزات ایفا کند.
از این منظر، توسعه راهآهن صرفاً یک پروژه اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از سرمایهگذاری در امنیت ملی و پدافند غیرعامل کشور است.
امنیت غذایی و زنجیره تأمین
یکی از موضوعاتی که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، ارتباط مستقیم کریدورهای حملونقل با امنیت غذایی است.
بخش مهمی از کالاهای اساسی، نهادههای دامی، غلات و مواد اولیه صنعتی از طریق شبکههای حملونقل وارد کشور میشوند. هرگونه اختلال در مسیرهای اصلی میتواند موجب افزایش قیمتها، کمبود کالا و فشار اقتصادی بر جامعه شود.
ایجاد مسیرهای جایگزین واردات از شمال، شرق و غرب، ریسکهای ناشی از بحرانهای دریایی را به شکل چشمگیری کاهش میدهد.
زیرساخت دیجیتال؛ کریدور فراموششده
در قرن بیستویکم، کریدورها فقط به جاده و راهآهن محدود نیستند.
شبکههای فیبر نوری بینالمللی، مراکز داده، خطوط انتقال اطلاعات و زیرساختهای ارتباطی نیز بخشی از قدرت ملی محسوب میشوند.
ایران باید همزمان با توسعه کریدورهای فیزیکی، به دنبال تبدیل شدن به چهارراه تبادل داده میان شرق و غرب نیز باشد. کشوری که به هاب انتقال داده منطقه تبدیل شود، علاوه بر درآمد اقتصادی، از مزایای ژئوپلیتیکی قابل توجهی نیز برخوردار خواهد شد.
امنیت انرژی و تنوع مسیرهای صادرات
تابآوری ملی تنها به تجارت کالا محدود نمیشود. صادرات نفت، گاز و فرآوردههای انرژی نیز نیازمند تنوع در مسیرهای انتقال است.
وابستگی به مسیرهای محدود صادراتی میتواند در شرایط بحران به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل شود. توسعه خطوط انتقال انرژی، پایانههای صادراتی متنوع و همکاریهای منطقهای در حوزه انرژی باید بخشی از استراتژی کلان تابآوری کشور باشد.
دیپلماسی کریدورها؛ فراتر از سیاست خارجی سنتی
در جهان امروز، دیپلماسی صرفاً به مذاکرات سیاسی محدود نیست.
کشورها از طریق راهآهن، بنادر، خطوط انرژی و شبکههای لجستیکی، اتحادهای بلندمدت ایجاد میکنند. به همین دلیل، ایران باید «دیپلماسی کریدوری» را به یکی از ارکان سیاست خارجی خود تبدیل کند.
همکاری با چین، روسیه، هند، کشورهای آسیای مرکزی، قفقاز، عراق، ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس نباید صرفاً واکنشی به تحریمها باشد؛ بلکه باید بر پایه یک چشمانداز بلندمدت شکل گیرد.
شرق و غرب؛ یک انتخاب کاذب
یکی از اشتباهات رایج در سیاستگذاری آن است که روابط با غرب و همکاری با شرق در برابر یکدیگر قرار داده میشوند.
در واقع، یک سیاست خارجی موفق باید بتواند از فرصتهای هر دو حوزه بهره ببرد. بهبود روابط با غرب نباید موجب تضعیف پیوندهای راهبردی با شرق شود و همکاری با شرق نیز نباید مانع تعامل سازنده با اقتصادهای غربی باشد.
هدف نهایی باید تبدیل ایران به یک گره اتصال جهانی باشد؛ کشوری که شرق و غرب، شمال و جنوب، همگی برای عبور کالا، انرژی، داده و سرمایه به آن نیاز داشته باشند.
چالش اصلی ایران در دهههای آینده صرفاً افزایش حجم تجارت یا جذب سرمایه خارجی نیست؛ بلکه کاهش آسیبپذیری ساختاری اقتصاد ملی در برابر بحرانهاست. تجربه تحریمها، تنشهای منطقهای و جنگهای اخیر نشان داده است که تمرکز بر چند بندر یا چند مسیر محدود، ریسک راهبردی بزرگی برای کشور ایجاد میکند.
ایران نیازمند گذار از منطق «یک مسیر، یک دروازه» به منطق «شبکهای از کریدورها» است. توسعه همزمان بنادر جنوبی، فعالسازی ظرفیتهای خزر، تکمیل کریدورهای شرقی و غربی، گسترش راهآهنهای بینالمللی، تنوعبخشی به مسیرهای انرژی و ایجاد زیرساختهای ارتباطی نوین، همگی اجزای یک راهبرد واحد هستند: ساختن ایرانی که حتی در سختترین شرایط نیز جریان تجارت، تولید و زندگی اقتصادی آن متوقف نشود.
در دنیای پرآشوب آینده، قدرت واقعی نه در داشتن یک مسیر مطمئن، بلکه در داشتن چندین مسیر جایگزین است. این همان معنای واقعی تابآوری ملی و امنیت اقتصادی پایدار است.