به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، بازارهای مالی با «عدم قطعیت» خوب کنار نمیآیند. در پرونده ایران، این عدم قطعیت فقط سیاسی نیست؛ مستقیم به انرژی، تورم، سیاست پولی و ارزشگذاری سهام وصل میشود. به همین دلیل است که والاستریت، بیش از آنکه به خودِ خبرها واکنش نشان دهد، به احتمالِ تشدید یا کاهش ریسک قیمت میدهد. نتیجه، بازاری است که با یک سیگنال مثبت میجهد و با یک تهدید تازه، دوباره به حالت دفاعی برمیگردد.
والاستریت وقایع ایران را چگونه ارزیابی میکند؟
رفتار والاستریت در برابر تحولات ایران را میتوان در یک الگوی تکرارشونده خلاصه کرد:
خبر مثبت از مذاکرات → کاهش ریسک ژئوپلیتیک → افت قیمت نفت → آرامش نسبی در سهام
خبر منفی یا تهدید نظامی → افزایش ریسک عرضه انرژی → رشد نفت → فشار بر سهام و اوراق
بر اساس همین الگو و با انتشار نشانههایی از «پیشرفت» در گفتوگوهای ایران و آمریکا، بازارهای آسیایی سبز میشوند؛ اما در همان حال، هشدارهای تازه و ابهام درباره آینده مذاکرات، معاملات آتی سهام آمریکا را منفی کرد.
طبق گزارش یاهو فایننس، در جدیدترین واکنش وال استریت به مذاکرات ایران و آمریکا، قراردادهای آتی S&P 500، نزدک و داوجونز همزمان با تمرکز بر صلح آمریکا-ایران و تورم افت کردند»، قراردادهای آتی سهام آمریکا صبح دوشنبه پایین آمدند و نفت هم جهش کرد:
این دادهها یک پیام روشن دارند و آن این که وال استریت، «ایران» را صرفاً یک موضوع دیپلماتیک نمیبیند؛ بلکه آن را یک ریسک کلان قیمتگذار میداند.
چرا تنگه هرمز، قلب ترس بازارهاست؟
اگر بازارها نسبت به ایران حساساند، دلیل اصلی فقط سیاست نیست؛ عامل مهم در این میان، تنگه هرمز است.
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، حجم کل تجارت دریایی نفت جهان در ۲۰۲۴ حدود ۷۹٫۷ میلیون بشکه در روز بوده است. این در حالی است که حدود ۲۰٪ تجارت جهانی LNG از تنگه هرمز عبور میکند. از این میزان، ۸۳٪ LNG عبوری از هرمز از کشورهای حاشیه خلیج فارس به بازارهای آسیایی میرود و جالب اینجا است که چین، هند و کرهجنوبی در مجموع ۵۲٪ از این جریان را جذب میکنند.
پیام این اعداد، این است که هر اختلالی—حتی موقت—در هرمز میتواند:
از هیجان کوتاهمدت تا قیمتگذاری ترس
بر همین اساس، میتوان هسته رفتار والاستریت را اینگونه توضیح داد:
هیجان کوتاهمدت: وقتی خبر میرسد که «گفتوگوها پیشرفت داشته»، بازارها سریع واکنش مثبت نشان میدهند؛ نه لزوماً چون توافق قطعی شده، بلکه چون احتمالِ بدتر شدنِ اوضاع کمی کم شده است.
این همان چیزی است که در بازارهای آسیایی هم دیده میشود. گزارش رویترز درباره اینکه سرمایهگذاران در حال ارزیابی گفتوگوهای صلح آمریکا-ایران بودند، نشان میداد که بازارها با هر نشانه دیپلماتیک، بلافاصله از حالت احتیاط خارج میشوند.
قیمتگذاری ترس: اما مشکل اینجاست که این آرامش شکننده است، یعنی اگر تهدید نظامی، حمله به نیروهای همپیمان، یا ابهام درباره تنگه هرمز بازگردد، بازارها فوراً دوباره «ترس» را قیمتگذاری میکنند.
در چنین وضعی، نفت بالا میرود و شاخصهای سهام پایین میآیند، چون سرمایهگذار میداند که اختلال انرژی میتواند از کانال تورم، به سیاست پولی و سپس به سودآوری شرکتها ضربه بزند.
چرا والاستریت هنوز نگران است؟
مشکل والاستریت با ایران را باید فراتر از یک «بحران سیاست خارجی» ارزیابی کرد. مسئله اصلی وجود «ابهام پایدار» در این روند است که طبیعتا بازارها از آن میترسند. در چنین شرایطی، تا زمانی که معلوم نباشد مذاکرات به توافق میرسد یا نه، و تا وقتی ریسک هرمز در پسزمینه باقی بماند، بازارها ناچارند هر روز بین دو روایت نوسان کنند:
روایت آرامش: توافق، افت نفت، کاهش تورم، رشد سهام
روایت ترس: بنبست، جهش نفت، فشار تورمی، افت سهام
این دوگانه، همان جایی است که والاستریت از «خبر» عبور میکند و وارد «قیمتگذاری احتمال» میشود.
طبق آنچه که گفته شد، رفتار والاستریت در قبال ایران را باید در چارچوب یک منطق اقتصادی دقیق تفسیر کرد. بازارها هر بار که نشانهای از پیشرفت دیپلماتیک میبینند، موقتاً نفس میکشند؛ اما تا وقتی وضعیت ایران و تنگه هرمز روشن نشود، ترس از شوک انرژی و تورم، زیر پوست معاملات باقی میماند. به همین دلیل، ایران برای والاستریت یک متغیر تعیینکننده برای قیمت نفت، تورم و جهتگیری بازارهای جهان است.